جستارهای تازه:

داشتن الگوی یک داستان

  داستان ثروت در کسب‌وکار چطور داستان جدیدی برای خودمان و کسب‌وکارمان بنویسیم؟ سؤالی که خیلی مواقع دوستان می‌پرسند با چه الگوی باید داستان نوشتن؟

ادامه مطلب »

دانش قدرت است

آیا این جمله را شنیدید: دانش قدرت است آیا با این موضوع موافق هستید که دانش قدرت است؟ اگر جواب بله است. پس خوب فکر

ادامه مطلب »

هیجان در نوشتن

  هیجان در نوشتن هنگام نوشتن یک ناخواسته در نوشتار درمانی از هیجانات و کلمات مثبت زیاد استفاده کنید ( حتی زمانی که در مورد

ادامه مطلب »

درباره یک یادگاری

  تمرین نوشتن درباره یک یادگاری   وقتی با یک ناخواسته روبرو می‌شویم برای آن‌یک عنوان انتخاب کنید. برای آن ناخواسته یک نامه یادگاری بنویسید.

ادامه مطلب »

داستان کسب‌وکار شما

    هر کسب‌وکار  نیاز به یک داستان دارد. داستان کسب‌وکار باید شما را وادار کند که از کارهای ساده دست‌بردارید، با سختی‌ها روبرو شوید

ادامه مطلب »

خلق یک کسب‌وکار موفق

چگونه خالق یک کسب‌وکار موفق داشته باشیم. آیا به این ایده و باور دارید که طرز فکر شما بر روی زندگی‌تان تأثیر دارد؟ آیا به

ادامه مطلب »

تغییر در شرایط کسب و کار

چند قدم اساسی برای تغییر داستان آینده خودت را خودت بنویسد. ساختن آینده خودت را چند گام یاد بگیرید. وقتی روی خودتان حساب باز می‌کنید.

ادامه مطلب »

همایش تورنادو

همایش تورنادو پنج‌شنبه هفتم دی‌ماه در سالن ضرغامی تهران کنار فدراسیون کشتی همایشی بود که به دعوت دوستان عزیزم آقای ساده بافی و آقای محمودی

ادامه مطلب »

جعفر کریم نژاد

او را از کودکی خوب می‌شناسم، پرجنب‌وجوش و فعال و علاقه‌مند به تجربه، تجربه چی؟ تجربه انواع کسب‌وکار و البته کمی اهل مطالعه و نوشتن، شغل‌های مختلف را یکی پس از دیگری تست می‌کرد، مثلاً مدتی در خیاطی، سپس تراشکاری، بعد رفت سراغ باطری‌سازی و برق و خدمات اتومبیل، فعالیت در بازار تهران و گاهی اوقات ساختمان‌سازی، گاهی دندان‌سازی، مدتی صنایع تولید و بسته‌بندی را، کمی بعد سراغ لوستر سازی رفت و این‌یکی کمی زیادی طول کشید حدود ۸ سال، در طول این مسیر کتاب‌های غیردرسی از علاقه‌مندی‌هایش بود و عاشق کتابخانه، نوشتن یار همیشگی او بود. سراغ ماشین تایپ رفت و تدریس حرفه‌ای آن، کامپیوتر متولد شد، وارد دانشگاه رشته سخت‌افزار گردید، سپس مدرس کامپیوتر در دبیرستان که بیش از یک دهه ادامه داشت. به صنعت راه‌سازی و ساختمان‌سازی روی آورد، ((نوشتن فراموش نمی‌شد)) شد بسازبفروش، به سراغ صنایع غذایی و بسته‌بندی و فروش مواد غذایی رفت، نوشتن ادامه داشت، کمی بعد شروع مجدد دانشگاه در مسیر گردشگری و هتل داری ادامه پیدا کرد. تا به‌عنوان مدیر یک هتل بین‌المللی فعالیت ادامه داشت. در شهریور ۱۳۹۶ با استاد شاهین کلانتری آشنا شد، و نویسندگی را به‌صورت حرفه‌ای ادامه داد تا بسازبفروشی که بساز بنویس شد.

مقایسه