پولهای جهنمی؛ چگونه داراییهایمان را در آتشِ «بیحوصلگی» خاکستر میکنیم؟
پولهای جهنمی؛ چگونه داراییهایمان را در آتشِ «بیحوصلگی» خاکستر میکنیم؟ نویسنده: جعفر کریمنژاد ساعت یازده شب است. خیابانهای تهران هنوز زنده هستند و بوی نم
پولهای جهنمی؛ چگونه داراییهایمان را در آتشِ «بیحوصلگی» خاکستر میکنیم؟ نویسنده: جعفر کریمنژاد ساعت یازده شب است. خیابانهای تهران هنوز زنده هستند و بوی نم
پروپاگاندایِ عاشق چطور با صداقت، اعتمادِ مشتری را به دست بیاوریم و فروش را ده برابر کنیم؟ بعضی مغازهها شلوغاند؛ اما کسی آنها را دوست ندارد.
معماری فروش؛ وقتی فروش فقط یک مهارت نیست، یک نظام فکری است معرفی کتاب معماری فروش؛ مرجع جامع فروش، بازاریابی، روانشناسی مشتری و داستانگویی در
سنسورهای آسانسور چگونه کار میکنند؟ مقدمه وقتی وارد آسانسور میشویم، همه چیز بسیار ساده به نظر میرسد. دکمه طبقه را فشار میدهیم، درها بسته
نقش ترمز در آسانسور چیست؟ مقدمه وقتی وارد آسانسور میشویم و دکمه یک طبقه را فشار میدهیم، انتظار داریم کابین حرکت کند، به طبقه
چرا آسانسور چند کابل دارد؟ مقدمه اگر تا به حال به ساختار آسانسور فکر کرده باشید، احتمالاً یک تصویر ساده در ذهن دارید:
گاورنر آسانسور چیست و چه نقشی در ایمنی دارد؟ مقدمه اگر از بسیاری از مردم بپرسیم مهمترین قطعه ایمنی آسانسور چیست، احتمالاً پاسخهای متفاوتی
سیستم ایمنی آسانسور چگونه عمل میکند؟ مقدمه بسیاری از ما وقتی وارد آسانسور میشویم، شاید لحظهای کوتاه به این فکر کنیم: اگر اتفاقی
آسانسور چگونه کار میکند؟ و چرا آسانسور سور نمیخورد؟ مقدمه تقریباً همه ما هر روز از آسانسور استفاده میکنیم. در ساختمانهای مسکونی، اداری، بیمارستانها و مراکز
“او را از کودکی خوب میشناسم؛ فردی پرجنبوجوش و فعال که همیشه به دنبال تجربههای جدید بود. تجربههای مختلف در کسبوکار، البته همراه با علاقه به مطالعه و نوشتن. شغلهای متعدد را یکی پس از دیگری امتحان میکرد؛ از خیاطی گرفته تا تراشکاری، باطریسازی و خدمات اتومبیل، فعالیت در بازار تهران، و گاهی هم ساختمانسازی. در این مسیر گاهی به دندانسازی و بعد صنایع تولید و بستهبندی پرداخت. اما چیزی که بیش از همه مدت زمان طولانی داشت، لوسترسازی و صنایع روشنایی بود که حدود ۱۰ سال طول کشید. در این سالها کتابهای غیردرسی و مطالعه همواره همراه او بود و کتابخانه همیشه محبوبش بود. نوشتن هم همواره یاریگر او بود؛ از ماشین تایپ شروع کرد، سپس تدریس آن را آغاز کرد. با ظهور کامپیوتر، به دنیای سختافزار وارد شد و بعدها دبیر کامپیوتر دبیرستان در منطقه سه تهران و چند آموزشگاه دیگر شد، جایی که بیش از یک دهه فعالیت کرد. در ادامه به صنعت راهسازی و ساختمانسازی روی آورد، اما نوشتن هیچوقت فراموش نشد. به دنیای بسازبفروشی رفت و سپس در صنایع غذایی و بستهبندی فعالیت کرد، اما در همه اینها نوشتن را دنبال میکرد. بعدها بهعنوان مدیر هتل بینالمللی وارد صنعت گردشگری شد. نویسندگی را بهصورت حرفهای ادامه داد، تا به نقطهای رسید که “بسازبفروشی” تبدیل به “بساز بنویس” شد. اکنون بهعنوان نویسنده، مدرس و مشاور کسبوکار، به دیگران کمک میکند تا داستانهای خود را بنویسند و کسبوکارهای خود را بهبود بخشند. هدف او این است که کتابهایش را به صد عنوان برساند و این تنها یکی از اهداف بزرگ و بلندمدت اوست. تجربههای گوناگون و مهارتهای تخصصی او در نوشتن، مدیریت و مشاوره کسبوکار، او را به یک مرجع معتبر در این زمینهها تبدیل کرده است.”