چرا آسانسور سقوط نمیکند؟ راز سیستمهای ایمنی که جلوی فاجعه را میگیرند
چرا آسانسور سقوط نمیکند؟ مقدمه شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در آسانسور ایستادهاید و ناگهان این سؤال در ذهنتان شکل گرفته
چرا آسانسور سقوط نمیکند؟ مقدمه شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در آسانسور ایستادهاید و ناگهان این سؤال در ذهنتان شکل گرفته
تولد در سکوت؛ بازخوانیِ معنایِ زندگی در ۵۵ سالگی مقدمه: وقتی زندگی از ما میپرسد که هستیم؟ گاهی زندگی نه با صدای بلند، بلکه در
کالبدشکافیِ یک فرصت؛ چرا لکسون، مقصد کسبوکارهای مدرن است؟ نویسنده: جعفر کریمنژاد در دنیای املاک، بسیاری از افراد صرفاً به «نما» نگاه میکنند؛ به سنگهای
چرا کاج موز نمیدهد؟ نگاهی داستانی به توهم دانایی، مسیر اشتباه و قانون نتیجه در زندگی و کسبوکار نویسنده: جعفر کریم نژاد گاهی برای
برج لکسون چیتگر وقتی نام یک برج یا پروژه در منطقه ۲۲ تهران زیاد شنیده میشود، طبیعی است که ذهن خریدار، سرمایهگذار یا حتی صاحب
لکسون؛ تلاقیِ سکوتِ دریاچه و نبضِ تجارت نویسنده: جعفر کریمنژاد صبحهایِ منطقه ۲۲ رنگ و بوی متفاوتی دارد. برای من که پیادهروی در جوار دریاچه
مقدمه: سکوت، حلقه گمشده در عصرِ الگوریتمها صبح که میشود، قبل از آنکه حتی فنجانِ قهوهام را بنوشم، جهان در جیبهایمان بیدار میشود. هوش مصنوعی،
بازار مسکن ایران در خرداد ۱۴۰۵؛ تحلیل وضعیت قیمت، معاملات و چشمانداز بازار تهران مقدمه بازار مسکن ایران در خرداد ۱۴۰۵ همچنان یکی از مهمترین
منطقه ۲۲؛ از رؤیایِ پایتخت تا واقعیتِ اصالت مقدمه: بافتارِ یک تحول تهران، سالهاست که خسته از سنگینیِ سنت و ترافیک، نگاهش را به افقهای
“او را از کودکی خوب میشناسم؛ فردی پرجنبوجوش و فعال که همیشه به دنبال تجربههای جدید بود. تجربههای مختلف در کسبوکار، البته همراه با علاقه به مطالعه و نوشتن. شغلهای متعدد را یکی پس از دیگری امتحان میکرد؛ از خیاطی گرفته تا تراشکاری، باطریسازی و خدمات اتومبیل، فعالیت در بازار تهران، و گاهی هم ساختمانسازی. در این مسیر گاهی به دندانسازی و بعد صنایع تولید و بستهبندی پرداخت. اما چیزی که بیش از همه مدت زمان طولانی داشت، لوسترسازی و صنایع روشنایی بود که حدود ۱۰ سال طول کشید. در این سالها کتابهای غیردرسی و مطالعه همواره همراه او بود و کتابخانه همیشه محبوبش بود. نوشتن هم همواره یاریگر او بود؛ از ماشین تایپ شروع کرد، سپس تدریس آن را آغاز کرد. با ظهور کامپیوتر، به دنیای سختافزار وارد شد و بعدها دبیر کامپیوتر دبیرستان در منطقه سه تهران و چند آموزشگاه دیگر شد، جایی که بیش از یک دهه فعالیت کرد. در ادامه به صنعت راهسازی و ساختمانسازی روی آورد، اما نوشتن هیچوقت فراموش نشد. به دنیای بسازبفروشی رفت و سپس در صنایع غذایی و بستهبندی فعالیت کرد، اما در همه اینها نوشتن را دنبال میکرد. بعدها بهعنوان مدیر هتل بینالمللی وارد صنعت گردشگری شد. نویسندگی را بهصورت حرفهای ادامه داد، تا به نقطهای رسید که “بسازبفروشی” تبدیل به “بساز بنویس” شد. اکنون بهعنوان نویسنده، مدرس و مشاور کسبوکار، به دیگران کمک میکند تا داستانهای خود را بنویسند و کسبوکارهای خود را بهبود بخشند. هدف او این است که کتابهایش را به صد عنوان برساند و این تنها یکی از اهداف بزرگ و بلندمدت اوست. تجربههای گوناگون و مهارتهای تخصصی او در نوشتن، مدیریت و مشاوره کسبوکار، او را به یک مرجع معتبر در این زمینهها تبدیل کرده است.”