صبحهای چیتگر؛ وقتی پیاده روی، اتاق فکرِ من شد.
صبحهای چیتگر؛ وقتی پیادهروی، اتاق فکرِ من شد «پیادهروی صبحگاهی در چیتگر چگونه به اتاق فکرِ شخصی و منبع تصمیمهای درست جعفر کریمنژاد، کارشناس ۳۰
صبحهای چیتگر؛ وقتی پیادهروی، اتاق فکرِ من شد «پیادهروی صبحگاهی در چیتگر چگونه به اتاق فکرِ شخصی و منبع تصمیمهای درست جعفر کریمنژاد، کارشناس ۳۰
مقدمه؛ وقتی شهر، کتاب اقتصاد میشود صبحها که برای پیادهروی از خانه بیرون میزنم، شهر برای من فقط خیابان و ساختمان نیست؛ شهر، کتابی
ماندگاری در تار و پودِ فولاد: چگونه المانهای فلزی، هویت کسبوکار شما را دگرگون میکنند؟ مقدمه: طلوعِ «هویت ماندگار» در عصرِ «مصرفِ سریع» تصور کنید
چرا نباید عاشق شویم؟ عشق، آرامش و امیدی است که زندگی را دوباره معنا میکند همیشه به ما گفتهاند عاشق نشویم. گفتهاند عشق آدم را
از آرامش تا حال خوب؛ چگونه در روزگار سخت، خودمان را گم نکنیم؟ گاهی آدم صبح که چشم باز میکند، هنوز از رختخواب بلند نشده،
چرا نباید نویسندگی کنید؟ این مقاله را برای نویسندگان تازهکار نفرستید! اجازه بدهید صمیمانه و از سر دلسوزی یک توصیه به شما داشته باشم: نویسندگی
این مقاله را به دوستانتان معرفی نکنید؛ ممکن است آنها هم تغییر کنند! کتاب خواندن عادت بیخطری نیست؛ زیرا میتواند باورهای قدیمی، بهانههای همیشگی و
چرا سنگ نمای ساختمانهای قدیمی نمیریزد، اما نوسازها سقوط میکنند؟ رازِ ماندگاری در «صداقتِ اجرا» نهفته است به قلم: جعفر کریمنژاد صبحهای زود که در
هنر اصالت در معماری و کسبوکار؛ از «وابیسابی» تا «کینتسوگی» به قلم: جعفر کریمنژاد ساعتهای اولیه صبح، وقتی در کوچهپسکوچههای تهران قدم میزنم، فراتر از
“او را از کودکی خوب میشناسم؛ فردی پرجنبوجوش و فعال که همیشه به دنبال تجربههای جدید بود. تجربههای مختلف در کسبوکار، البته همراه با علاقه به مطالعه و نوشتن. شغلهای متعدد را یکی پس از دیگری امتحان میکرد؛ از خیاطی گرفته تا تراشکاری، باطریسازی و خدمات اتومبیل، فعالیت در بازار تهران، و گاهی هم ساختمانسازی. در این مسیر گاهی به دندانسازی و بعد صنایع تولید و بستهبندی پرداخت. اما چیزی که بیش از همه مدت زمان طولانی داشت، لوسترسازی و صنایع روشنایی بود که حدود ۱۰ سال طول کشید. در این سالها کتابهای غیردرسی و مطالعه همواره همراه او بود و کتابخانه همیشه محبوبش بود. نوشتن هم همواره یاریگر او بود؛ از ماشین تایپ شروع کرد، سپس تدریس آن را آغاز کرد. با ظهور کامپیوتر، به دنیای سختافزار وارد شد و بعدها دبیر کامپیوتر دبیرستان در منطقه سه تهران و چند آموزشگاه دیگر شد، جایی که بیش از یک دهه فعالیت کرد. در ادامه به صنعت راهسازی و ساختمانسازی روی آورد، اما نوشتن هیچوقت فراموش نشد. به دنیای بسازبفروشی رفت و سپس در صنایع غذایی و بستهبندی فعالیت کرد، اما در همه اینها نوشتن را دنبال میکرد. بعدها بهعنوان مدیر هتل بینالمللی وارد صنعت گردشگری شد. نویسندگی را بهصورت حرفهای ادامه داد، تا به نقطهای رسید که “بسازبفروشی” تبدیل به “بساز بنویس” شد. اکنون بهعنوان نویسنده، مدرس و مشاور کسبوکار، به دیگران کمک میکند تا داستانهای خود را بنویسند و کسبوکارهای خود را بهبود بخشند. هدف او این است که کتابهایش را به صد عنوان برساند و این تنها یکی از اهداف بزرگ و بلندمدت اوست. تجربههای گوناگون و مهارتهای تخصصی او در نوشتن، مدیریت و مشاوره کسبوکار، او را به یک مرجع معتبر در این زمینهها تبدیل کرده است.”